کد خبر: ۴۱۳۰۹
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان














به افتخار تمام بابا هایی که

عشق رو میشه تو دستای خستشون پیدا کرد.....

راحت نوشتیم  بابا نان داد...

هیچ وقت نگفتیم بابا عمرش را داد

بابا بهترین لحظه هایش را داد...

بابا محبت داد....  بابا زندگی داد ....

تا لحظه ای لبخندت را ببیند....

بابا موهایش سپید شد... بابا پیشانی اش چروک شد

چند وقتی است وقتی می خندد صورتش هم چروک میشود

بابا نان داد...

وحالا دست هایش دیگر خسته است ودرد می کند

بابا چند وقتی است نفس هایش به شماره می افتد

 بابایی که بهترین تفریحم رفتن روی کمرش بود

وقتی که سر سجاده به سجده میرفت

حالا بابا کمرش هم درد می کند...

بابا ذره ذره آب شد وغصه هایش را ...

گذاشت برای وقت هایی که تو خوابی...

 تا آب دردلت تکان نخوردکه بابا غصه دارد...

بابا ذره ذره آب شد و تو قد کشیدی...

بابا عمرش را داد و شد بابا ...        

بابا آب داد ...   بابا نان داد....

بابا برای نان جوانیش را داد.

برچسب ها: شروع ، بابا ، نان ، جان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: