کد خبر: ۳۴۵۷۶
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
سینما یکی از مستعدترین زمینه های فرهنگ سازی و اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر مخاطب است و بر این مبنا شاید بتوان آن را یکی از بهترین قالب ها برای دغدغه مندی زندگی معلولین و همچنین آگاه سازی جامعه به نقش خود در برابر آنان، عنوان کرد.
 سینما یکی از مستعدترین زمینه های فرهنگ سازی و اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر مخاطب است و بر این مبنا شاید بتوان آن را یکی از بهترین قالب ها برای دغدغه مندی زندگی معلولین و همچنین آگاه سازی جامعه به نقش خود در برابر آنان، عنوان کرد.
 تفسیر و پژوهش های خبری، بارها و بارها در شعارهای مسئولین و برنامه ریزان شنیده ایم که «معلولیت محدودیت نیست». این جمله اگرچه جمله ای بسیار زیبا و قابل تامل و خوش آهنگ است اما با نگاهی به وضعیت جامعه و کاستی های موجود، شاید کمتر مصداقی از آن بیابیم . 
معلولیت و نقصان جسمانی هیچ واکسن و تضمینی برای پیشگیری ندارد. اتفاقی که ممکن است برای هرکسی بیفتد و هیچ مصونیتی در برابر آن نیست و مشکلات ژنیتیکی (به رغم همه پیشرفت های علم و تکنولوژی ها) یک تصادف، یک بیماری و... می توانند به سادگی باعث آن شود. اما بعد از این اتفاق این جامعه است که نقشی اساسی در بازگشت فرد به شرایطی نزدیک به زندگی طبیعی قبلی اش را دارد.
یکی از مهمترین نکاتی که در بحث معلولین باید به آن توجه داشته باشیم بحث به رسمیت شناختن هویت و استقلال کسانی است که یا از بدو تولد و یا در هر مرحله ای از زندگی دچار نقایصی شده اند که زندگی عادی آنان را مختل کرده است.
با توجه به عدم امکانات (یا وجود امکانات ناچیز) سهولت زندگی برای معلولین در ایران آنان دو گزینه عمده بیشتر ندارند. خانه نشینی و منزوی شدن و کاهش ارتباطات اجتماعی به دلیل سختی های تردد و ارتباطات بیرون از خانه و دوم رفتن از ایران. متاسفانه یکی از عوامل مهاجرتی در سالهای اخیر برای ایرانیان معلولی که توانایی مالی یا به هرحال شرایط مساعدتری دارند، گزینه مهاجرت صرفا به دلیل برخورداری از مزایا و تسهیلات زندگی برای معلولین است. 

**تسهیل گری و قدرت سینما
یکی از مهمترین فضاسازی ها و ایجاد شرایط مطلوب برای زندگی معلولین در جامعه، افزایش آگاهی اجتماعی نسبت به تنگناها و دشواری های زندگی آنان به منظور ایجاد همدلی و بهبود زندگی مدرن است. این آگاهی می تواند متقدم و یا توامان با بهبود تکنولوژیکی صورت گیرد و شرایط اجتماعی را به صورت کلی و به صورت جزئی شرایط فردی را ترفیع دهد. 
یکی از بهترین راه هایی که در کشورهای پیشرفته به منظور ارتقای فرهنگ عمومی در مواجه و برخورد و به صورت کلی ارتقا ذهنیت افراد جامعه نسبت به معلولین وجود دارد، تهیه و تولید برنامه ها، سریالها و فیلم هایی است که شخصیت اصلی یا سایر شخصیت های مهم آن، معلولیت دارند. 
با نشان دادن مکرر نحوه درست مواجهه با افرادی که مشکلات جسمی و نواقص بدنی دارند، ضمن عادی سازی وجود چنین افرادی، رفتار درست و مناسب آموزش داده می شود. ضمن این که به روند طبیعی سازی وجود و حضور چنین مشکلاتی در زندگی فردی و لزوم همراهی و کمک جمعی در این مورد این افراد تاکید می شود. 
سینمای جهان اعتنای ویژه‌ای به معلولیت و وضع معلولان داشته و دارد و هر وقت که سراغ این موضوع می‌رود، سعی می‌کند بهترین و متفاوت‌ترین نگاه را داشته باشد. برای همین فیلمنامه‌نویسان این آثار نهایت بهره را از این بستر دراماتیک می‌برند و شخصیت‌هایی خلق می‌کنند که با هدایت صحیح کارگردان و بازی خوب بازیگران، ماندگار می‌شود. معمولا هم چون این نقش‌های چالش‌برانگیز توسط بهترین بازیگران، بازی می‌شود، آنها را با تحسین و تشویق و جایزه مواجه می‌کند. «پای چپ من» با بازی دانیل دی لوییس، «مرد بارانی» با بازی داستین هافمن، «من سام هستم» با بازی شان پن، «روز هشتم» با بازی پاسکال دوکن، «دریای درون» با بازی خاویر باردم، «تئوری همه چیز» با بازی ادی ردماین و «من پیش از تو» با بازی سم کلفلین فقط برخی از فیلم‌ها و نقش‌های ماندگار در این زمینه است.
فیلم هایی که با فیلمنامه هایی قوی و عمدتا بهره گیری از داستان هایی واقعی و به نوعی مستند تلاش دارند تا قدرت اثرگذاری خود را به حداکثر رسانده و همنوایی جامعه را با مفاهیمی که سعی در بیان آن دارند افزایش دهند. 

بازتاب معلولیت در سینمای ایران
در ایران نیز در طی سال های گذشته شاهد نمونه هایی عالی در سینما بوده ایم که تلاش کرده اند تا با داستان پردازی، نمایش زندگی و مصائب معلولین بخشی از تلخی ها و سختی های زندگی آنان و همچنین بازخوردها، ترحم ها، دلرحمی ها و همینطور بی طاقتی های افراد اجتماع را نسبت به آنان، نشان دهند. 
گلهای داوودی به کارگردانی رسول صدرعاملی ( 1363) مسافران مهتاب به کارگردانی مهدی فخیم زاده (1366)، مادر به کارگردانی علی حاتمی(1368)، اینجا بدون من به کارگردانی بهرام توکلی (1389)، بی خداحافظی به کارگردانی احمد امینی (1390)، حوض نقاشی به کارگردانی مازیار میری(1391) و خانوم به کارگردانی تینا پاکروان (1392) از جمله فیلم هایی هستند که با در نظرگرفتن یکی از شخصیت های اصلی به عنوان کسی که از معلولیت رنج می برد، سعی در پرداختن به این موضوع دارند. 
اما شاید هیچ کس در سینمای ایران به اندازه »مجید مجیدی» و «پوران درخشنده» سهم و نقش خود را در جایگاه کارگردان و فیلمساز به معلولین و ابراز دغدغه مندی نسبت به وضعیت آنان در ساخت آثارشان نشان نداده باشند. 
درخشنده فیلمساز متعهد و دغدغه‌مند سینمای ایران، جزو معدود فیلمسازانی است که 3 فیلم سینمایی درباره معلولیت در کارنامه دارد و اصلا دو فیلم نخست خود را با موضوع معلولیت ساخته است. رابطه (1365)، پرنده کوچک خوشبختی (1366) و بچه‌های ابدی (1385) نتیجه تلاش ها و احساس مسئولیت درخشنده نسبت به رسالت کارگردانی و تلاش برای رفع و حل مشکلاتی است که همواره در مصاحبه ها و چشم اندازهای خود آن را به عنوان یکی از کارویژه ای که کارگردانان و فیلمسازان بهتر از هرکسی می توانند نشان دهند و منشا اثر برای تغییرات باشند اعلام کرده است. ناشنوایی، عدم قدرت تکلم و معلولیت های ذهنی از جمله معلولیت های پرداخته شده در کارهای درخشنده است. 
و در نهایت شاید هیچ کارگردانی همچون مجیدی در سینمای ایران و حتی جهان نتوانسته باشد تلخی ها زندگی معلولین را به تماشا بگذارد. رنگ خدا (1376)، بید مجنون (1383) و آواز گنجشک ها (1386) سه ساخته اثرگذار و در خاطر ماندنی مجیدی در بازنمایی زندگی معلولین است. نابینایی و ناشنوایی دو معلولیتی است که مجیدی در آثارش آنان را بازتاب داده است. شاهکار رنگ خدا یکی از بهترین ساخته های سینما جهان است که شاید هیچ ساخته ای تاکنون نتوانسته باشد تا این اندازه حس و غم ببننده را برانگیزد و مفاهیمی که قصد انتقال آنان را دارد منعکس سازد. 

**مشکل معلولین باید دغدغه اجتماعی شود
در نهایت باید به این نکته اشاره کرد، همان‌طور که در فضاهای مختلف جامعه چه به لحاظ ساخت و ساز شهری و خانه‌ها و مکان‌های گوناگون و چه از نظر میزان اهمیت و توجه مسئولان و مدیران، معلولان با کم‌اعتنایی و کم‌مهری مواجهند، در سینمای ایران هم صرف نظر از چند کار ماندگار و انگشت شمار، چندان به بحث معلولیت و معلولان پرداخته نمی شود. این در حالی است که این ژانر به دلیل بار دراماتیکی که همراه خود دارد، می تواند ضمن فرهنگ سازی، فضاسازی رنج ها و مشکلات ناشی از معلولیت و نقص عضو را به صورت ویژه ای برجسته ساخته و پتانسیل همراهی مخاطب و در نتیجه اثرگذاری بر وی را بازتاب دهد؛ به همین دلیل می تواند حرف های زیادی برای گفتن و تضمینی از جهت نتیجه گیری از باب اثرگذاری داشته باشد. 
ما نیاز داریم که توجه و تمرکز بیشتری بر این حوزه از فرهنگسازی داشته باشیم و سرمایه گذاری ها و بودجه های مشخص و مناسبی را به آن اختصاص دهیم. ضمن این که باید تلاش کنیم تا بحث معلولیت را از دلمشغولی های شخصی و پیگیری های فردی نویسندگان و کارگردانان خارج کرده و آن را به موضوع و دغدغه اجتماعی که دولت و نهادهای عمومی چون شوراهای شهر و شهرداری ها، موظف و مکلف به حمایت و برنامه ریزی در این حوزه باشد، بدل کنیم./ایرنا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: