کد خبر: ۲۳۹۸۹
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
سيد جلال فياضي - با خروج ترامپ از برجام اگرچه‌امريکا عهدشکني خود را آشکارتر ساخت و اعتبار معاهده‌هاي چند جانبه بين المللي -حتي اگر در شوراي امنيت تصويب شده باشد- را به حراج گذاشت اما قدرتهاي جهاني؛ روسيه ،چين و اروپا را در برابر يک تصميم سرنوشت ساز در يک پيچ تاريخي در روند شکل گيري نظام نوين بين المللي قرار داد .
پس از فروپاشي شوروي سابق وپايان نظام دوقطبي در نظام بين الملل،« نظم نوين جهاني»به مهمترين چالش فراروي قدرتهاي جهاني تبديل شد .امريکا که خودرا پيروز جنگ سرد مي‌دانست خودرا براي تحميل يک نظام «تک فطبي» برجهان مهيا ساخت ونظريه پردازان آمريکايي از جمله‌هانتينگتون با دکترين «جنگ تمدنها» ومک لوهان با نظريه « دهکده جهاني» استراتژي کاخ سفيد را تئوريزه کردند . همه تحولات بين المللي پس ازآن ازجمله؛ تجاور ائتلاف به رهبري آمريکا به افغانستان وعراق با هدف تحميل هژموني آمريکا بر جهان برنامه ريزي شد .
دراين ميان اما قدرتهاي جهاني «يکجانبه گرايي » را بر نتابيدند وروسيه ، چين و حتي اروپا تلاش کردند به عنوان بازيگراني جدي در عرصه تحولات بين الملل نقش ايفا کنند و براي آينده جهان يک «نظام چند قطبي»را تصوير کنند .بي گمان شکل گيري اتحاديه اروپا يکي از همين تحولات است که با فراز و نشيبهايي علاقه رهبران اروپا را به بازيگري مستقل به عنوان يک قدرت جهاني را به نمايش گذاشته است. اما روسيه و چين از اروپائيها موفق تر عمل کردند و اراده خودرا در تحولات بين المللي موثرتر نشان دادند .
با ورود ترامپ به کاخ سفيد ورفتارهاي غيرقابل پيش بيني وي رهبران اروپايي ازخود اراده مستقل تري بروز دادند .خروج آمريکا بعنوان کشوري با بيشترين آلودگي‌هاي زيست محيطي از پيمان پاريس اروپا را نگران کرد اما خروج از برجام موجب نگراني وعصبانيت اروپا گرديد.
بنظر مي‌سد کاخ سفيد به اقدامات خود براي تحميل يک «نظام تک قطبي»در ساختار نظام بين الملل شتاب بخشيده ونظم نوين جهاني در يک پيچ مهم تاريخي قرار گرفته است و قدرتهاي مدعي بايد دراين مرحله حساس به تصميمات تاريخي دست بزنند .روسيه باشتاب بيشتري با آمريکا مرزبندي مي‌کند ،چين پس از روسيه تلاش مي‌کند نقش فعالتري در نظام بين الملل ايفا کند ويکجانبه گرايي کاخ سفيد را با چالش مواجه سازد .اکنون نوبت اروپاست که به عنوان يک قدرت جهاني در برابر آمريکا قد علم کند و ديگر ديکته‌امريکا را ننويسد .خروج ترامپ از برجام يک توهين آشکار به اروپا بشمار مي‌آيد چرا که علي رغم مواضع صريح وروشن مقامات اروپايي به ويژه فرانسه ،آلمان وانگليس ونيز تلاش ومواضع موگريني رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا ترامپ در يک لجبازي غيرمنطقي از اين توافق بين المللي چند جانبه خارج شد و يکجانبه گرايي را در اين موضوع از سرگرفت .
اکنون مقامات اروپايي بايد بين منافع اقتصادي واستقلال سياسي انتخاب کنند يا به عنوان اقمار آمريکا تابع سياستهاي کاخ سفيد باشند ويا به عنوان کشورهاي مستقل تصميم بگيرند وبه تعبير وزير اقتصاد فرانسه «بنده» و «برده » کاخ سفيد نباشند.
کشورهاي اروپايي در اين پيچ تاريخي مي‌توانند خودرا به سطح کشورهايي معمولي در درون «نظام تک قطبي» به رهبري آمريکا تنزل دهند ويا به عنوان اتحاديه اروپا وبه عنوان يک «قطب» قدرت در «نظام چندقطبي» ايفاي نقش کنند .چنين تصميمي‌مي‌تواند راه را براي ارائه تضمين لازم براي اجراي برجام -که اروپا آن را يک پيمان خوب براي امنيت وصلح جهاني والگوي موفقي براي حل مناقشات بين المللي مي‌دانند- هموار سازد .
حفظ برجام بهانه اي براي پرچمداري اروپا در شکل گيري يک «نظام بين الملل چند قطبي»است مشروط برآنکه اروپا براي خروج از گردونه اقمار آمريکا و «برده‌امريکا نبودن» مصمم باشد و نه تنها ديکته کاخ سفيد را ننويسد بلکه با وضع وتصويب قوانين ضد تحريمي‌در پارلمان اروپا در عمل سياست‌هاي .مستقل خود را محقق سازد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: