کد خبر: ۲۱۷۱۴
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
منتقد با سابقه سینما در گفتگو با «شروع» از الزامات افزایش مخاطبان سیما گفت
صبا شادور_اکبر عالمي‌يکي از منتقدان قديمي‌سينما است که عرصه پژوهش، مولف، مترجم و استاد دانشگاه فعاليت مي‌کند. عالمي‌سال‌هاست که کمتر از سينما و تلويزيون مي‌گويد.
 اگرچه مدتي مجري برنامه‌هاي تلويزيوني بود اما ديگر او را کمتر در عرصه‌هاي هنري مي‌بينيم. 
وقتي با اين پژوهشگر درباره مضمون برنامه‌هاي تلويزيوني صحبت کردم، معتقد بود که به دليل سانسورهاي فراوان، تلويزيون مخاطب خود را از دست مي‌دهد. با اين حال تلويزيون مي‌تواند بهترين برنامه‌ها را براي سرگرمي‌مردم به نمايش بگذارد تا علاوه بر جنبه‌هاي آموزشي بحث سرگرمي‌را هم براي مردم فراهم کند. اگر تلويزيون را مقدس بدانيم، برنامه سازي هم بر اساس مطالعه و آگاهي شکل مي‌گيرد. 
با عالمي‌درباره وضعيت سينما و تلويزيون به صحبت پرداخته‌ايم که در زير مي‌خوانيم. 

مدتي است که از تلويزيون فاصله گرفته‌ايد. چرا؟

فکر مي‌کنم جايگاه تلويزيون در ميان رسانه‌ها، جايگاه پررنگي نيست در حالي که بايد به اين شکل باشد. من معتقدم براي موفقيت برنامه‌ها به ميزان مخاطب آن بايد فکر کرد.اگر تلويزيون را مقدس بدانيم، برنامه سازي براي تلويزيون بايد با مطالعه و آگاهي باشد، وقتي به عنوان مجري در يک برنامه تلويزيوني حاضر مي‌شويم با يک ترس مقدس بايد جلوي دوربين حاضر باشيم و اين ترس مقدس احترام به ميليون‌ها تماشاگري است که قريب به يک ميليون نفر آن در هر لحظه سوادشان از مجري تلويزيون بيشتر است. مديران تلويزيون تصور مي‌کنند که با نديده گرفتن آثار معتبر جهاني مي‌توانند بگويند که هنر نزد ايرانيان است و بس. در حالي که ما به تجربه کشورهاي ديگر در ساخت برنامه‌هاي پربيننده نيازمند هستيم. 

فکر مي‌کنيد آنچه براي تلويزيون گفتيد، به سينما هم مرتبط مي‌شود؟

امروزه سينماي ما به دو بخش بسيار حيرت‌آور تقسيم شده است. يک بخش از اين سينما اين تعريف را در دل خود دارد که تهيه‌کننده‌ها حرفه‌اي و بسيار کتاب‌خوانده و باسواد هستند. به نوعي اهل پژوهش و مطالعه هستند، اما گروهي ديگر از تهيه‌کنندگان هستند که حتي روزنامه‌هاي يوميه و روزمره را نمي‌خوانند، چه برسد به اينکه کتاب هم بخوانند.
بايد کساني وارد سينما شوند که دغدغه فرهنگ، مطالعه و پژوهش داشته باشند و به نوعي جستار باشند، يعني همه‌چيز و همه جوانب را بتوانند تجزيه‌وتحليل کنند. انسان با علوم انساني در قرن بيست و يکم گره خورده است. بنابراين تهيه‌کنندگاني که عادت به کتاب‌خواني ندارند، در مجموعه سينماي والاي ايران محلي از اعراب ندارند. بنابراين بايد پرسيد چطور اين تهيه‌کنندگان وارد سينما شده‌اند.درگذشته کارگردان‌هاي درجه سه و چهار سينما که لقب سوداگران سينما را به آن‌ها داده بودند، حداقل به‌اندازه چند ميلي‌متر مطالعه داشتند و از تهيه‌کنندگان فعلي بالاتر بودند. در زمان حال بعضي از فيلم‌ها به گونه‌اي سانسور مي‌شوند که مخاطب هيچ چيز از فيلم را متوجه نمي‌شود، فيلمي‌که مدت زمان آن 120 دقيقه است را گاهي به گونه‌اي سانسور مي‌کنند که تنها 70 دقيقه آن از تلويزيون پخش مي‌شود.


تعريف تهيه کننده در سينما و تلويزيون همچنان پر از ابهام است. چرا؟

تهيه‌کننده کسي است که با وجود همه محاسبات اقتصادي که مد نظر است بايد اهدافي که براي خود تعريف مي‌کند هدف‌هاي والاي فرهنگي، علمي‌و هنري جامعه باشد. تهيه‌کننده اسم و شغلي است که وقتي مي‌خواهيم اسم اين شغل را بر زبان جاري کنيم بايد به علامت احترام کلاه از سر برداريم و تمام‌قد بايستيم. يکي از دلايلي که يک دانشگاهي يا يک پژوهش‌گر در برابر نام يک تهيه‌کننده از جاي خود بلند مي‌شود، ويژگي مطالعه و دانش آن فرد است و نه فقط سرمايه‌اي که در دست دارد. در شرايط حاضر کساني وارد سينما شده‌اند که سرمايه‌دار هستند، اما متأسفانه داراي بقيه مختصات تهيه‌کنندگي نيستند. پيچيده‌ترين هنر مدرن قرن بيستم و بيست و يکم همين هنر سينما است و مي‌بينيد که در تمام دنيا فيلم‌هاي سينمايي چه تأثير شگفتي مي‌گذارد. بنابراين همه آدم‌هاي معمولي اجازه ورود به همه عرصه‌هاي هنري را بدون آگاهي ندارند.يک تهيه‌کننده در سينما شان خاصي دارد. به نظر من قبل از فيلمنامه‌نويس و کارگردان هسته اوليه يک فيلم تهيه‌کننده سينما است.

درباره اتفاقات اخير و به خصوص شوراي صنفي نمايش هم صحبتي داريد؟

من نمي‌دانم کساني که در راس تصميم براي اکران فيلم‌ها هستند،صرفا چه کساني خواهند بود اما سرمايه‌گذارتنها نمي‌تواند به نام سرمايه‌گذاربودنش، سينما را تسخير کند. چطور مي‌شود وقتي مي‌خواهند پروانه نمايش يک فيلم را صادر کنند، با هر عنواني سابقه و ميزان سواد يک کارگردان را بررسي مي‌کنند. آيا به شيوه‌اي که عقل و منطق اجازه دهد اين دوستان شاگردي کردند يا دستيار بوده‌اند؟ همانند دوره‌اي که کيومرث پوراحمد يا ناصر تقوايي کارگردان‌هاي با سابقه ايران دانشگاه نرفتند اما به سبک دوران مولانا و سعدي و حافظ با کشف شهود به مرتبه بالايي از هنر سينما دست پيدا کردند که از هر آدم تحصيل کرده و آکادميک سينما در دوره حاضر بالاتر هستند. خردمندان بايد در اين رشته‌ها جمع شوند. عده‌اي در شرايط حاضر نيستند، که اتفاقاً حضور آن‌ها مي‌تواند به سينما کمک کند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: