کد خبر: ۱۸۶۳۰
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۷
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
گفت و گوي «شروع» با محمدعلي سجادي کارگردان
صبا شادور_سينما را دوست دارد؛ اما از هنر نقاشي هم نمي‌تواند دست بکشد. حتما نام محمدعلي سجادي را شنيده‌ايد . کارگرداني که با سينما، حرفه هنري اش را شروع کرد و فيلم «اثيري» او تلفيق سينما ونقاشي را برايش رقم زد.
او علاوه بر هنر سينما و نقاشي، رمان هم مي‌نويسد و در عرصه نمايش‌هاي تئاترهم فعال است. سجادي معتقد است که هنر سينما با نقاشي و رمان نويسي مرتبط است. همانطور که در فيلم‌هاي او، رنگ نقش موثري دارد. البته اين کارگردان سينما، ماجرا جويي و فيلم‌هاي جنايي را دوست دارد و در کارنامه آثار سينمايي خود چند فيلم همچون «بازجويي يک جنايت»، «شوريده»، «اثيري» و «مخمصه» را در اين زمينه ساخته است. 

سجادي جزو نسلي است که با شکل‌گيري انقلاب فيلمسازي‌اش را در 27 سالگي با فيلم تحسين‌شده "بازجويي از يک جنايت" با بازي حبيب اسماعيلي و عنايت بخشي آغاز کرد و در دوره‌اي فيلم‌هاي اجتماعي مثل "چون باد" ساخت و در کنارش فيلم‌هاي فرمي‌و مفهومي‌مثل "گنج" با بازي پرويز پور حسيني و در ميانسالي رفت به سراغ ساخت درام‌هاي روان‌شناسانه از قبيل "جنايت" با بازي شهرام حقيقت‌دوست و "اثيري" با بازي لعيا زنگنه، "رنگ شب" با بازي فريبرز عرب‌نيا.

در دوره‌اي هم فيلم کمدي مثل "تردست" با بازي امير جعفري و در دوره‌اي فيلم پليسي مثل "مخمصه" با بازي مهدي پاکدل ساخت. 

دغدغه اين روزهاي کارگردان سينما، ساخت مجموعه اي براي شبکه نمايش خانگي است که مدت‌هاست فيلمنامه آن آماده است اما به دلايلي فرصت ساخت آن فراهم نمي‌شود. 
با سجادي درباره وضعيت سينما و نيز راه‌اندازي دوباره نمايشگاه نقاشي او و همچنين تدارک براي ساخت يک مجموعه سريال به صحبت پرداخته‌ايم که در زير مي‌خوانيم. 

*اين روزها مشغول چه کاري هستيد؟

بيش از هر موضوعي دوست دارم در عرصه تئاتر به فعاليت بپردازم چرا که بخشي از نمايش‌هايي که روي صحنه مي‌برم،‌برگرفته از رمان‌هاي معروف است. 

*به نظر مي‌رسد از هنر تئاتر هم غافل نشده‌ايد و در کنار دل مشغولي‌هاي ديگري که همچون ساخت فيلم سينمايي و ترسيم هنر نقاشي داريد و گاهي هم شعر و رمان مي‌نويسيد، نمايش هم روي صحنه مي‌بريد؟

من معتقدم اکثر هنرها به هم مرتبط هستند، مثلا هنر سينما و نقاشي براي يک کارگردان مي‌تواند يک نقطه و هدف مشخص داشته باشد. دوسال قبل هم نمايش تئاتر«تمريني براي يک اجرا» را روي صحنه بردم که نمايشي لذت بخش براي خود من هم بود. 

*سال‌هاست که مي‌شنويم قرار است يک مجموعه براي شبکه نمايش خانگي بسازيد که هنوز به نظر مي‌رسد شرايط ساخت آن فراهم نشده است. چرا؟

بله هنوزهم فکر مي‌کنم داستان آن سريال خيلي نوآر و جديد است. متاسفانه شرايط همکاري با يکي از تهيه کنندگان به شکلي پيش نرفت تا اين سريال به مرحله فيلمبرداري برسد و هنوز توليد آن را رسما آغاز نکرده‌ايم. من معتقدم که شبکه نمايش خانگي موقعيت مناسبي براي همه کارگردان‌هاي سينماست که در‌آنجا هم برايشان شرايط کار فراهم است. اصلا فضايي تازه براي شکوفايي استعدادهاي بعضي از کارگردان‌هاست که عرصه سينما براي آن‌ها تنگ است. متاسفانه هنرهاي نمايشي ما خالي ازمخاطب است.اما مي‌توان با تجربيات خوب در ساخت و توليد در شبکه نمايش خانگي همراه شد. 

*کمي‌از سينما و تلويزيون فاصله بگيريم از هنر نقاشي بگوييد که مي‌دانم يکي از دغدغه‌هاي شما به شمار مي‌رود؟

من با نقاشي وارد سينما و ديگر حوزه‌هاي هنري شدم. هميشه علاقه ديوانه واري به هنر سينما و نقاشي داشتم چرا که کار هنري محدود به يک مديا نيست و در قالب‌هاي متفاوت خودش را نشان مي‌دهد. 

*چرا هنر نقاشي بعد وسيع تري را نسبت به سينما براي شما دربرمي‌گرفت؟

شما براي نقاشي يک بوم سفيد داريد و قلمي‌که همراه تان مي‌کند تا بدون دغدغه طرحي را خلق کنيد. اگر فضا براي همه هنرمندان باز باشد،‌قطعا به خواسته‌هايشان خيلي بهتر دست پيدا مي‌کنند. من زماني که رماني به نام «جهي و شاعر و باقي قضايا» را نوشتم از دل آن فيلمنامه «اثيري» بيرون آمد که آن فيلم را ساختم. به نوعي وقتي به آنچه مي‌خواهم فکر مي‌کنم و به مرحله اجرا مي‌گذارم، از نتيجه کار هم راضي مي‌شوم. هم رمان نوشتم و هم فيلم آن را ساختم. 

*اتفاقا در اين بخش مي‌خواستم به رنگ در آثار شما چه در فيلم‌هاي سينمايي و چه در نقاشي‌هايتان اشاره کنم. اين رنگ‌ها را چطور انتخاب مي‌کنيد؟

وقتي تصويرگري ذهن شما آمادگي لازم را داشته باشد، رنگ هم همراه آن خواهد آمد. من عاشق روايت هستم. رنگ در آثار من چه سينما و چه نقاشي، حاوي روايتي است که در ذهنم آن را پرورش داده‌ام. پس من اجازه مي‌دهم تصويرها را در ذهنم خلق و بعد روي بوم بياورم. 

*آقاي سجادي شما کارگرداني هستيد که در دوره‌هاي مختلف، فيلم‌هاي زيادي ساخته‌ايد. در شرايط حاضر مي‌توانيد نگاه تان را به جامعه‌امروز هم نزديک کنيد؟

من واقعا دوست دارم فيلم بسازم. هيچ موقع به کار نکردن در عرصه سينما فکر نکرده‌ام. اما بستري نيز براي اينکه من کار کنم را هم فراهم نمي‌کنند. در حالي که به عده‌اي از هنرمندان واقعا از سوي دولت کمک مي‌شود. وقتي خانه سينما بسته شد، به نحوي شرايط رقم خورد که انگار ما وجود نداشتيم. با ما برخورد شد. من فکر مي‌کنم تنها من نيستم و خيلي از دوستان در شرايط خوبي به سر نمي‌برند. خيلي از دوستان هم دوره من در شرايط خيلي سخت و با کمترين امکانات فيلم مي‌سازند. من نمي‌خواهم بلندگوي ديگران باشم اما 
واقعيت اين هست که در فقر هم بايد عدالت وجود داشته باشد، اما ما اين عدالت را نمي‌بينيم. يک واقعيت ديگر اين است که من اين فيلم را بسازم يا نسازم اتفاقي در هستي نمي‌افتد. اما اتفاقي در زندگي من مي‌تواند رخ دهد و من دوست دارم کار کنم. کما اينکه در دوره‌هاي پيشين کار کرده‌ام . هنوز هم خودم را فعال در عرصه‌هاي مختلف هنري مي‌بينم. بيشتر فيلم‌هاي من قائم به ذات سينما هستند و آدم ژورناليستي نيستم و در سينما فيلم‌هايم گرايشي به سياست ندارد، اما موقعيت مناسبي براي فيلمسازي ندارم.گاهي اعتراضم را با نساختن فيلم‌ها و مجموعه‌هاي تلويزيوني به گوش کساني که بايد برسانم، رسانده‌ام. مجموعه‌اي که کار مي‌کردم را به دليل سانسور از نيمه‌‌ رها کردم. خيلي‌ها با فيلم ساختن و با رفتن به دنبال موضوعات سياسي، نان به نرخ روز خوردند.

*امروزه با معضل فيلمنامه‌هاي جذاب و به قول معروف جان دار در سينما روبرو نيستيم. اغلب فيلم‌ها سطحي ساخته مي‌شوند و اتفاقا مخاطب خود را دارند. فکر مي‌کنيد مشکل عدم فيلمنامه نويس در سينما را چطور مي‌توانيم حل کنيم؟

من کوهي فيلمنامه دارم. مثلا مجموعه اي از شعرها و آثار من هستند که تبديل به فيلم مي‌شوند، همانند فيلم «اثيري». فکر مي‌کنم جاي فيلمنامه نويسان خوب درسينماي امروز خالي است. زماني که من سال 1362 فيلم "بازجويي" را ساختم تا الان که در خدمتتان هستم، مي‌توانستم کار ديگري انجام دهم.من به جاي ساختار فيلم "شيفته" مي‌توانستم فيلم ديگري بسازم. ولي من اين ژانر را ادامه دادم و سعي کردم نگاه اجتماعي را وارد اين ژانر کنم که تا قبل از اين نبوده است و متاسفانه هيچ مسئولي از اين حرکت حمايت نکرده است.

*الان براي ادامه مسير هنري تان چه راهي را انتخاب مي‌کنيد؟

دوست دارم بيشترين وقتم را صرف ساخت فيلم و مجموعه‌هاي تلويزيوني کنم. گاهي صبوري لازم است. به همين دليل نساختن فيلم را دليل کمرنگ بودن خودم در اين عرصه نمي‌دانم. فرهنگ گستره وسيع تري از سياست دارد، اما ماندگاري با فرهنگ است و سعي مي‌کنم در حوزه فرهنگ آدم فرهنگي و هنري باقي بمانم. سينما نقطه جابه جايي و اتصال اين وضعيت جديدي است که طبعا ورود نيروهاي جوان و شرايط اقتصادي تاثير زيادي در هنر ما دارد. سينما هنر و صنعت است نياز به توجيهات اقتصادي دارد.

تاثير سينما در نقاشي و تاثير نقاشي در سينما را من تجربه کرده‌ام. در دهه ۶۰ سينما باعث شد تا خيلي از هنر‌ها به جريان بيافتد. سينما گاهي مسائل سياسي و روز را يدک مي‌کشد. الان دوره هنرهاي تجسمي‌است. بايد شرايط بهتري مهيا شود تا اين هنر بيشتر هم خودنماييي کند و علاقه مندان مسير خود را دريابند. 

*شنيده‌ايم که فيلم «طلاقم بده به خاطر گربه‌ها »در مراحل فني به سر مي‌برد . دراين باره توضيحي مي‌دهيد؟ 

فيلم مراحل فني خود را طي مي‌کند و در مرحله صداگذاري توسط محمد موسوي نژاد است و موسيقي آن نيز در حال ساخت است.اين فيلم برداشتي است از يک داستان واقعي که سال 83 در دادگاهي در کرج مطرح شد، داستان درباره زوج جواني بود که مي‌خواهند از هم طلاق بگيرند به خاطر گربه‌ها. زماني که اين خبر را شنيدم روي آن کارکردم و فيلمنامه آن پس از يک دوره تحقيق و پژوهش در اواخر دهه 80 نوشته شد.

*فيلمنامه اين فيلم هم از وقايع تابلوهاي نقاشي شما بيرون آمد؟

بله چند سال پيش نمايشگاهي از نقاشي‌هايم را درمعرض تماشا گذاشتم که اين فيلمنامه و يک رمان از دل اين نمايشگاه نقاشي درآمد. سعي کردم نگرش تازه‌اي به موضوعات داشته باشم و موضوع اين فيلم نيز در تداوم آثار قبلي‌ام در حوزه‌هاي مختلف است، اما خوانش‌هاي تازه‌تري دارد و در نهايت سادگي و صداقت کارشده است.

*وحرف آخر؟

نقاشي را دوست دارم. در اين چند سال من براي خودم نقطه صفر گذاشته‌ام و دوباره به باز شناسي رنگ‌ها پرداختم و به تدريج کار کردم و سعي نکردم خيلي کارها شلوغ بشوند و به نوعي دوم را شلوغ کندم. البته کارهايي بودند که شلوغ شده بودند و خوشبختانه من توانستم دوباره اين‌ها را خلوت کنم. هيچ وقت رنگ‌هاي تيره رادوست نداشتم اميدوارم در زندگي همه ما از رنگ‌هاي روشن الهام بگيريم و استفاده کنيم. 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: