کد خبر: ۱۶۳۸۵
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
گفتگو با فریبا یوسفی شاعر زن
صبا شادور_فریبا یوسفی از جمله شاعران زن در عرصه شعر و ادبیات است که با چند مجموعه ‌شعر خواندنی و خاص وارد عرصه ادبیات شد.
این بانوی شاعر که دررشته ادبیات فارسی نیز تحصیل کرده، معتقد است که شعر اصل زندگی او را در بر می گیرد. با او درباره وضعیت شعر زنان در شرایط حاضر به گفت و گو نشسته ایم. از محدودیت های خانوادگی برای زنان شاعر گرفته تا  فضای مجازی ومشغله های دیگر همه به نوعی باب صحبت این زن شاعر با دنیای امروز است. یوسفی می گوید، گاهی زنان شاعر از خلوت تنهایی خود جدا می شوند، اما... هر وقت شعر به سراغ من آمده، من هم به سراغش رفتم. مجموعه ای با عنوان«حالا تو»توسط انتشارات تک از جمله کتاب های این زن شاعر به شمار می رود . شاعری که برگزیده جایزه پروین اعتصامی شد.  با این شاعر زن همراه می شویم.

*چرا در سال های اخیر شعر زنان  در ادبیات امروز ما کمرنگ تر شده است؟
شعر زنان در سال های اخیر دچار تحولاتی شده است. پیش از آنکه این وضعیت درباره شعر زنان صدق کند، به طور عمومی در رابطه با شعر حس می شود. یعنی وضعیت شعر در ادبیات، دچار رکود شده است.  شعر مثل همیشه سیر خود را طی می کند اما واقعیت این است که در شرایطی قرار داریم که کمتر به شعر توجه می شود و شعر شرایط خوبی ندارد. در واقع پیشرفتی که ما از شعر انتظار داریم، برآورده نشده است.

*چرا شعر با رکود مخاطب مواجه شده است؟

تعداد شاعران خانم زیاد است و این وضعیت در رابطه با شعر زنان هم صدق می کند.  بنابراین این رکود، مختص شعر زنان نیست. ضمن اینکه  تبعیض  میان شاعران زن و مرد وجود دارد. گاهی 
 به دلیل طبیعت زنان در زندگی شخصی شان موقعیت و شرایط فراهم نیست اما  اکثر مواقع آقایان شرایط مساعدتری نسبت به خانم ها برای فعالیت در عرصه شعر دارند. این هم به دلیل مسائل طبیعی است که  ما نمی توانیم خیلی دخالتی در آن داشته باشیم.
منظور از طبیعت زنان، طبیعت مادرانه و یا طبیعت حساس و روحیه  ظریف و شکننده ای است که در یک خانم بیش از یک آقا دیده می شود. این موقعیت ها ، فعالیت برای شعر خانم ها را تحت تاثیر قرار می دهد. 
اصولا محیط  و شرایط اجتماعی طوری است که خانم ها  کمتر می توانند  پیشرفت کنند. به نوعی این شرایط دچار نقص و سستی هایی است که عموما اجازه  بروز استعدادهای زنان را نمی دهد و  این فرصت از دست می رود. 

*چرا در هر شرایطی  مجبور می شویم که از تفکیک فعالیت زنان و مردان صحبت کنیم؟ 

من به عنوان یک شاعر زن فکر می کنم که آقایان در موقعیتی هستند که امکان ایجاد آن خلوت های شاعرانه برای شان بیشتر فراهم است. ولی یک خانم به خصوص در صورتی که در یک خانواده قرار بگیرد، به هر حال با چند مسئولیت دیگر هم روبرو است. مسئولیت های مادری و همسری هم برای او لحاظ شده و به دلیل مسئولیت و روحیه مادرانه نمی خواهد  از هیچ یک از وظایف خودش  کم کند.  به اصطلاح از آن ساعاتی که می خواهد صرف خانواده اش  کند، زمان ‌کم نمی کند.پس نمی خواهد که به کارهای شخصی خود که قالب های شاعرانه است، بپردازد. پس گاهی فداکارانه از زمان خود می گذرد. به همین دلیل خیلی از مواقع روحیات خود را نادیده می گیردو شرایط را به نفع همسر و فرزند مساعد می کند.  به هر حال ازدواج یک مقدار از آن خلوت شاعرانه زن شاعر کم می کند. این به طور طبیعی اتفاق می افتد و نمی شود به هر دلیلی اصلاح و یا تعدیلش کرد.  البته داشته ایم شاعرانی که خانواده را فدای شعر می کنند. 
اما اگر یک زن شاعر، بتواند همزمان یعنی در یک موقعیت خاص هم خانواده خود را حفظ کند و هم موقعیت شاعرانه خود را موازی پیش ببرد، قطعا به هردو هدف خواهد رسید.  زنان شاعر کمی را داریم که این دو خط موازی را با هم پیش برده باشند و به قله های شعر دست پیدا کنند. وقتی زندگی زنان شاعر مطرح را  مطالعه می کنیم، می بینیم که یکی را قربانی آن دیگری کرده اند؛ معمولا هم خانواده قربانی شده تا شعر به قله برسد.

*برعکس این موضوعی که شما گفتید هم وجود دارد؟ یعنی زنان شاعری که خانواده را قربانی موقعیت شاعرانگی خود کرده اند؟

بله ، زنان شاعری که نخواستند خانواده را قربانی  حالات و روحیات شخصی خود بکنند و در یک سطح معمولی از شعر نه اینکه بگویم  پائین نه، اما در سطح پائینی از شعر سیر خود را خیلی خطی و در حد معمول ادامه دادند ، اما  خانواده را حفظ کردند . به نظرم این روش خیلی ارزشمند است و معمولا هم در جامعه ما کمتر با آن روبرو بوده ایم.  شاید برای یک شاعر خیلی دردناک باشد که گاهی مجبور شود خانواده را حفظ کند و تا مدت ها از شعر دور بماند. معمولا این موضوع برای خانم ها سخت و سنگین ست که بخواهند شعررا قربانی خانواده کنند. 

*زنان شاعر اصولا تاسف این موقعیت ها را می خورند؟که این فرصت را از دست می دهند. 

همه ما وقتی در شرایط خانواده شخصی قرار بگیریم، قطعا علاقه های خودمان راکمرن می کنیم تا به عواطف فرزندان مان لطمه ای وارد نشود. این بر می گردد به خود آن شاعر  که بینند چه چیز را قربانی چه چیزی کرده و ته دلش  از وضعیت بوجود آمده راضی است یا خیر؟ البته به قضاوت های جامعه هم بر می گردد.  خود جامعه هم باید دید دقیقی نسبت به این موضوع داشته باشد. جامعه باید به زنان شاعر بها دهد و  نگاه عمیق تری به فعالیت های زنان داشته باشد.

*امروزه با موقعیتی به نام فضای مجازی روبرو هستیم که بیشتراطلاعات و دغدغه هایمان از طیق این فضا پر می شود. حتی کسانی هم که قلم ندارند، وارد این فضا می شوند و شعر می سرایند. دراین باره صحبتی دارید؟ ین موضوع انگیزه شاعران با تجربه را تحت تاثیر قرار داده است یا خیر؟

این یک امکانی است که به طور مساوی برای همه ایجاد شده است.  نمی توانیم اعتراض کنیم که چرا این موقعیت وجود دارد. این موقعیت  را می توان به چشم یک  اتفاق خوب نگاه کرد. 

 اگر این فضای مجازی در جهت و مسیر درستی استفاده شود، خیلی  هم خوب است. ما اینجا  هیچ خط کشی و مرزی نمی توانیم قائل شویم، در واقع از کنترل یک نهادی که بخواهد  نظارت داشته باشد و محدودیتی قائل بشود، این از کنترل آن نظام خارج است. به هر حال بدون هیچ مرز و محدودیتی فعالیت می کند. وقتی  که چنین وضعیتی وجود دارد، مسلما آفت های خودرا هم می آورد. به هیچ شکلی نمی توانیم از این آفت ها در امان باشیم. البته برای عموم مردم هم نمی توانیم حد و مرزی قائل شویم که چه چیزی را بپسندند.به هر حال مردم سلایق مختلفی دارند. این آسیب بوجود آمده و نمی توان برای‌ آنکاری انجام داد.اما خود شاعرها  هستند که باید مراقب روحیات  و  ذوق خود باشند که تحت تاثیر سفارش های عامه مردم قرار نگیرند. به هرحال موجی راه می افتد که ناگهان عده ای شعری را می پسندند   و همسو با ادبیات آن پیش می روند. اما این موج ها نباید برای شاعران واقعی و حرفه ای عرصه ادبیات مان ملاک باشند. من فکر می کنم که خود  شاعر است که در این موقعیت تعیین می کند که برای چه گروهی ازمخاطبانش شعرارائه دهد. 

*گاهی این فضای مجازی موقعیت مناسبی برای شاعران حرفه ای است که از تیغ سانسور و غیره فرار کنند و فکر کنند که بدون دردسر و راحت تر می توانند آثار را ارائه دهند؟

مسلما یک فضای انتشار عمومی، بدون هیچ محدودیتی کار خود را انجام می دهد. این عرصه معمولا برای کسانی که جدی کار می کنند، مخاطب چندانی ندارد در مقایسه با آن گروهی که معلوم نیست بدون تجربه و شناخت با ترفندهای خاص مخاطبان خود را جذب می کنند و جلو می برنند. در واقع این عرصه برای شاعران با تجربه باز هم فرقی می کند. شاید به نوعی فضای مجازی برای گروهی از شاعران، موقعیتی باشد که آن ها  را به حاشیه ببرد. متاسفانه دوگانگی باعث شده تا شاعرانی که خیلی جدی روی شعر کار می کنند و عمر و زندگی خود را برای این هنر گذاشته اندخیلی ناخواسته وارد جریاناتی شوند که میدانرا برای ترفندهای شاعر نماها باز بگذارند.  البته شاعرنماها هم در همین فضای مجازی ورود می کنند . با این حال مقابل نشر را نمی توان گرفت. فضای مجازی همه آزاد هستند  که به هر شکلی می خواهند،‌فعالیت و از هر ترفندی استفاده کنند تا تعداد  مخاطبان خود را بیشتر جلوه دهند. 

*در حال حاضر مشغول کاری هستید؟

دو کتاب شعر منتشر کردم.  اولین کتاب شعرم را در سال 1387 که جز برگزیده های جایزه ادبی جشنواره پروین شدو.  و یک کتاب دیگر هم در سال 1390 منتشر کردم. اما بعد ازانتشار این دو کتاب به دلیل موقعیت کاری و اداری،در دانشگاه  و پشت میزتدریس بودم و دیگر نتوانستم فعالیتم را به طور مستمر ادامه دهم. اما دو سه مجموعه آماده انتشار دارم گاهی هم سخت گیری ها به من اجازه نداده که آن ها را به دست ناشری بسپارم و  مشغول محک زدن موقعیتم هستم که یک مجموعه پژوهشی و دو مجموعه شعر که به زودی  کارهای آن را شروع خواهم کرد.

 نسیم اگر نبود
گاه گم می کنم و گاه فراموش
نسیم اگر نبود
این برگ‌ها را چه کسی به یاد درخت  می آورد؟
 
گاه سرد می شوم و گاه خاموش
خورشید اگر نبود...
 
صدایم از پنجره رد نمی شود
در عایق چوبی اتاقم،
در دوردستِ دریایی از مه
                            گم،
در انتهای خودم
                     گم
                       مانده‌ام.
صدایم پنجره‌ام را نمی شکند
تو نمی شنوی
نمی شنوی ...
عمر بر بادهای تند سوار است
من
درختم
دمیدن بهار از یادت خواهد رفت اگر
درخت را در زمستان
باغ را در قهقهه سرد کلاغ ها
و برف‌ها را بر قله‌ها
                  فراموش کرده باشی.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: